۳۸ مطلب با موضوع «گل کوچک من» ثبت شده است

دل است دیگر ...


خب من که خودم تو هوا بودم اصن ...

بدتر شده حالا ...

ینی خیلی بهتر شد اولش ...

ولی دوباره ...


/* کیانا ... : (

 نذار من خریت کنم لطفن ... : ( */


// بالاییه بیشتر از یه خط بود مجبور شدم اون مدلی کامنتش کنم ... :-اسکل =))


// عکسامو میگین نمی فهمین ربطشو با متن ... پس اینو عمرن بفهمین ... تلاش نکنین ... ! ; )


// من امشب یه خریتی می کنم آخرش ... :|||||||

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
منا مهدیزاده

اگر در دیده مجنون نشینی ...


داشتم گوجه ها رو پوست می کندم ...

یه گوجه دیدم ... درب و داغون !

رنگش به زور قرمز شده بود ...

و مثه کویر خشک بود ...

با تعجب اومدم تو هال که این دیگه چیه این وسط ؟!

مامان و داداشم داشتن می گفتن بندازش دور ...

که بابام گفت گوجه حیاطمونه ... !

یهو صدای "اوخیییی" عه جمع بلند شد !

داداشم بدو بدو اومد جلو که بزار ببینمش ...

و کلن همه با دید عه گوگولی بهش نگاه می کردن ...

و مزش از ۱۰۰ تا گوجه دیگه بهتر بود برامون ...

چون مال خودمون بود ...


تو هم همینطوری ...

شاید که پر از ایراد باشی ...

ولی "مال من" بودنت همه اونارو محو می کنه ...

و تو "بهترین" میشی ...


// You're the best thing that's ever been mine ...

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
منا مهدیزاده

I'll be the one if you want me to ...



مردم ز رشک ... چند ببینم که جام می

لب بر لبت گذارد و قالب تهی کند ... ؟!

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
منا مهدیزاده

پست آزمایشی

اینو دارم با گوشی میفرستم... میخوام ببینم چطوری میشه اگه خوب شد بازم ازین کارا میکنم :دی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
منا مهدیزاده

اطلاعیه ... !


من هی می گم در دو ساله گذشته به جز یک ماه قبله عیده امسال کد نزدم ...

هی می گم همون یه ذره الگوریتمی هم که بلد بودم یادم رفته ...

هی می گم آخر می شم کله آبرو حیثیتم می ره ...


حالا که گولم زدید دارم شرکت می کنم ...

از همین تریبون اعلام می کنم که اگه من آخر شم (تو همین میانبر حتا ! = )))

از تک تک عه شما دوستان عزیزی که منو تشویق کردین به شرکت

شیرینی می گیرم !

خودتونم می دونین می گیرم !

می تونین دست به دامان خدا و پیغمبر شین که من آخر نشم ! :پی


// درسته آخر نشدم ... ولی ضایه که شدم ! :-سوت :))

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
منا مهدیزاده

You'll let me down ... You'll make me hurt ...


طول کشید ...

خیلی زیاد ...

تا بتونم دوباره یک.کم اعتماد کنم ...

ولی همونم دوباره ازم گرفتی ...

دوباره برگشتم همونجایی که بودم ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
منا مهدیزاده

صدایم کن ... صدای تو خوب است ...


گفته بودم چقدر صداتو دوست دارم ... ؟!

ینی اگه تا ته توی تاریکی فرو رفته باشم ...

کافیه بگی "منا" ...

همه جا روشن می شه ...


// انقد دوس دارم اون تی شرته رو برات بخرم ... ولی خب می دونم نمی پوشیش ...

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
منا مهدیزاده

آسمون می شم ... ابرا رو می گیرم ...



فشار شدید تابستون عه دیگه ...

به سر آدم می زنه گاهی ...

من که این همه گفتم نمی خوام تابستون شه ...

لعنتی کوتاهم نیست ...

هنوز دو هفته مونده ... : (


// بحرص ار شربتی خوردم مگیر از من که بد کردم ... بیابان بود و تابستان و آب سرد و استسقا ... 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
منا مهدیزاده

این ره که تو می روی ...


 

فردا باید دوباره این مسیر لعنتیو برم ...


به طور عه احمقانه ای ...

هی منتظرم که یکی بزنه به شونم ...

و برگردم ببینم تو عی ...


نمی کشم دوباره رد کردنه این مسیرو ...

نمی کشم ...


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
منا مهدیزاده

تو جزوی از منی ...



عکس نوشت : معنی Abandon all hopes, ye who enter here

یادمه آنگ می گفت امید یه دل خوشی ه ...
برای اینکه بتونه موفق شه باید امید رو کنار بزاره ... و واقع بین باشه ...

گاهی نیازه ...
همه امید ها رو بزاری کنار ...
و واقع بینانه نگاه کنی ...
حقیقت رو ببینی ...
و باهاش کنار بیای ...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
منا مهدیزاده