دخترک دستانش را به سرش می‌کشد...

کلمه‌ها را در سرش احساس می‌کند...

کلمه‌هایی که در سرش شناورند...

کلمه‌هایی که جمله نمی‌شوند...

بیرون نمی‌آیند...


زیرلب با آهنگ زمزمه می‌کند...


It's so loud... inside my head...

With words that I should have said...

As I drown in my regrets...

I can't take back...

The words I never said...